20th Century Economical Thoughts
اگر چه اقتصاد به مثابه توليد، مبادله و توزيع كالا در تمامي دوران ها وجود داشته است و هيچ دوره اي از تاريخ را نمي توان بدون وجود آنها متصور شد، اما علم اقتصاد به مثابه «سازماندهي توليد، مبادله و توزيع به همراه علم منابع كمياب» و «علم تخصيص منابع توليد» يا «منطق انتخاب كردن» 1 از اواخر قرن پانزدهم و اوايل سده شانزدهم، وارد فرهنگ علوم انساني شد و اين زماني بود كه نياز به منابع مالي فراوان موجب شد تا كشورهاي اروپاي غربي، سياست ملي خود را در چارچوب به دست آوردن فلزات گرانبها و اتخاذ تدابيري كه منجر به «تراز بازرگاني مثبت» شود تدوين كنند.
بدين ترتيب اقتصاد با بازكردن زنجير اخلاقيات و مذهب، توليد، مبادله و توزيع كالاي فئوداليستي را به كناري نهاد و در مسير كسب و تجارت و ثبات ثروت مادي گام برداشت.
كنار گذاردن شيوه هاي فئوداليستي، توسعه ي ناسيوناليسم ملي، انباشت فلزات گرانبها به عنوان تنها منابع ثروت ملي و بازرگاني خارجي، ويژ گي اساسي اين دوران بود. در اين ميان مكتبي كه پاسخگوي نيازهاي فوق مي توانست باشد، مكتب سوداگري يا «مركانتيلسم» ناميده شد.
مركانتيليسم
«مركانتيليسم» يا«سوداگري» مكتب انباشت فلزات گرانبها به عنوان «ثروت ملي» است. جنبه هاي مختلف اين مكتب عبارتند از:
1-طلا و نقره به عنوان منبع و ثروت اقتصادي: انباشت فلزات گرانبها به عنوان يك دكترين پولي كه به منزله ثروت ملي تلقي مي شود
2- سياست موازنه ي بازرگاني: از نگاه سوداگران، اقتصاد بازي جمع صفر است، يعني اگر كشوري سود ببرد، ديگري متضرر خواهدشد بنابراين هدف اساسي در اقتصاد سوداگري« تراز بازرگاني مثبت» است.
3- سياست گمركي: اين سياست در نظام سوداگري «سياست گمركي ارادي» است كه با جلوگيري از ورود كالاهاي لوكس به داخل كشور با هدف خود كفايي اقتصادي واردات غير ضروري را از طريق حقوق و سهميه بندي گمركي كاهش داده مانع مصرف كالاهاي لوكس مي شود.
4- تجزيه و تحليل پولي: از ديدگاه سوداگران، رشد سريع تجارت، مستلزم گردش پول بيشتر در اقتصاد مي شود. به عبارت ديگر بين عرضه پول و ميزان فعاليت اقتصادي، يك رابطه مستقيم وجود دارد. براين اساس هرگاه عرضه پول افزايش يابد (با فرض ثابت بودن ساير عوامل) اين عامل موحب افزايش فعاليتهاي اقتصادي مي شود.
5- نيروي كار مولد: از نگاه سوداگران نيروي كاري كه در كارهاي توليدي مصرف مي شود، مولد و آنچه در بخش خدمات مورد استفاده قرار مي گيرد، غير مولد محسوب مي شود. بر همين اساس، مركانيتليسها بر رشد جمعيت و مهاجرت به داخل جهت بالا بردن ميزان جمعيت فعال تاكيد مي ورزيدند.
6-حكومت مركزي و بازرگاني داخلي و خارجي: از ديدگاه سوداگران «يك دولت مركزي نيرومند» ضامن تداوم بازرگاني و تراز بازرگاني مثبت است.
انواع سوداگري
1-سوداگري فلزي: در پرتغال و اسپانيا سوداگري فلزي رونق گرفت، بدين معنا كه در هر دو كشور، مساله و هدف اساسي، كوشش در جهت حفظ ذخيره فلزات قيمتي حاصل از معادن آمريكا بود.
2- سوداگري صنعتي و كشاورزي: دولت فرانسه براي پياده كردن هدف هاي سوداگري در جهت بدست آوردن و جمع آوري طلاو نقره اقدام به توسعه كشاورزي و صنعت خود نمود و كوشيد اهداف خود را براي رسيدن به خود كفايي اقتصادي در قالب سوداگري صنعتي مورد توجه قرار دهد.
3-سوداگري تجاري: در هلند و انگلستان سياست سوداگري به شكل تجاري پياده شد و دو كشور كوشيدند از طريق تجارت بين الملل، فلزات گرانبها را بدست آورده وارد كشورهاي خود كنند.
زوال مكتب سوداگري
مهمترين دلايل زوال مركانتيليسم عبارتند از:
1-تناقض سياست موازنه مثبت بازرگاني خارجي: از آنجا كه هدف تمامي كشورها تراز بازرگاني مثبت است، اين سياست كاملاً يكطرفه است كه در نهايت يا به جنگ و يا خنثي سازي فعاليتهاي متقابل تبديل مي شود.
2-رونق گرفتن بازارسياه به علت فشار دولت در جلوگيري از ورود كالاهاي صنعتي و خروج فلزات قيمتي.
3- دگرگوني زير بناي اقتصادي در جوامع اروپايي به دليل انقلاب صنعتي، حضور كارفرمايان صنعتي به جاي سرمايه داران تجاري، بوجود آمدن رقابت بجاي انحصار، توسعه ي بانكداري، پيشرفت تكنولوژي و ابداعات اقتصادي
فيزيوكراسي
فيزيوكراسي به معناي«مكتب اصالت زمين» و بدين معناست كه زمين و آنچه از زمين بدست مي آيد، ثروت اصلي جامعه را تشكيل مي دهد، لذا كشاورزي مهمترين ركن اقتصاد است.
مهمترين ديدگاههاي فيزيوكرات ها عبارتند از:
1-نظام طبيعي نه تنها نظام و سيستم مطلوب است كه اقتصاد بايد تحت الشعاع آن قرار گيرد، بلكه بايد قوانين طبيعت در اقتصاد حكمفرما شود. از اجراي قوانين طبيعي يك نظام طبيعي بوجود مي آيد كه به صلاح جامعه و افراد است.
2- در فيزيوكراسي، اصالت به «فرد» داده مي شود و هر فرد در جامعه آزاد است تا منافع خود را دنبال كند. اين امر سبب مي شود هر فرد تلاش كند حداكثر بهره را با حداقل هزينه بدست آورد. از اين رو اقتصاد دانان فيزيوكرات به دولت توصيه مي كردند كه دولت، مردم را در كسب و كار و فعاليت اقتصادي آزاد بگذارد تا مردم بهترين راه را براي خود انتخاب كنند. فيزيوكراتها به «ليبراليسم اقتصادي» معتقد بودند.
3- فيزيوكراتها مقدمات علمي شدن اقتصاد را بر مبناي اصول طبيعي بنيان نهاده اقتصاد را از نفوذ تعاليم كليسا و سياست بدر آوردند. آنها معتقد بودند اقتصاد بايد به صورت يك علم در آيد.
4-به نظر فيزيوكرات ها نيروي مولد در جامعه نيرويي است كه بتواند محصولي ويژه توليد كند و اين بدان معناست كه افراد بتوانند محصولي بيش از نياز خود توليد كنند. بنابراين از ديدگاه آنها كشاورزان، معدنچيان، ماهيگيران و … جزو نيروهاي مولد به شمار مي آيند.
5-از نگاه فيزيوكرات ها صنعتگران نيروهاي غير مولد هستند اگرچه كار صنعتگران از كار بازرگانان ارزشمندتر است زيرا صنعتگران با كار خود ارزشي مي آفرينند كه بيش از ارزش مواد اوليه است. فيزيوكرات ها صنعتگران را« نيروهاي نيمه عقيم» مي گفتند.
6-«فرانسواكنه» نام آورترين اقتصاددان فيزيوكرات با طرح جدول معروف خود،گردش پول را در جامعه نشان داد. وي با فرض زمين، كشاورز، مالك و طبقات عقيم و رابطه توليد، مبادله و توزيع، ضمن نمايش جريان گردش پول در جامعه، نشان داد كه كشاورزان، نيروهاي مهم مولد در جامعه هستند و مالكان و صنعتگران در صورت فعاليت كشاورزان مي توانند به زندگي خود ادامه دهند.
7-مهمترين انتقاد وارد بر نظام اقتصادي فيزيوكراسي، عدم توجه به بخش «خدمات» بود
كتاب حاضر ضمن بررسي مقدماتي نظام هاي اقتصادي كاپيتاليسم و سوسياليسم، پژوهشي است درباره انديشه هاي اقتصادي سده ي بيستم كه به بررسي تغييرات ايجاد شده در سرمايه داري و ماركسيسم سده بيستم مي پردازد. نئوماركسيسم بعنوان ديدگاهي نو در انديشه ماركسيستي، حجم وسيعي از مطالب كتاب حاضر را به خود اختصاص داده است. شايد احساس ضرورت مطالعه ي انديشه هاي اقتصادي نئوماركسيسم در قالب انديشه هاي اقتصادي قرن بيستم در دوران دانشجوئي و عدم دسترسي به منابع قابل اتكاء نگارنده را بر آن داشت تا تلاش خود را مصروف مطالعه و آماده سازي نئوماركسيسم در قالب انديشه هاي اقتصادي قرن بيستم نموده و بخشي از كتاب را نيز به انديشه هاي اقتصاد سرمايه داري از «آدام اسميت» تا اوايل دهه هشتاد ميلادي اختصاص دهد.
مكتب كلاسيك
مكتب كلاسيك همزمان با انتشار كتاب «پژوهشي درباره ماهيت و علل ثروت ملل» نوشته ي آدام اسميت پايه گذار اين مكتب و بنيان گذار علم اقتصاد در سال 1776 ميلادي در انگلستان بنيان نهاده شد.
اصول اقتصادي مكتب كلاسيك
مساله ي اساسي و مهم در اقتصاد كلاسيك،«رشد اقتصادي در بلند مدت» است. اقتصاد دانان كلاسيك اصولاً عالمان«اقتصاد كلان» بودند و به مساله ي«تخصيص اقتصادي منابع» در اقتصاد خرد توجهي نداشتند، از اين رو با «روش اقتصاد كلي» مساله ي رشد اقتصاد را مورد بررسي قرار دادند. «آدام اسميت»، «توماس رابرت مالتوس» و «ديويد ريكاردو»، هر كدام اين مسائل را در چارچوب روش مذكور ولي با ديد خاص خود، تجزيه و تحليل نموده اند.
از ديدگاه كلاسيكها بحث توسعه اقتصادي بدون توجه به رشد جمعيت نا ممكن است. اسميت به اين نتيجه رسيد كه جمعيت محرك توسعه اقتصادي است و فرآيند توسعه و رشد اقتصادي در سرمايه داري منظم و خود افزا خواهد بود.
بر خلاف اسميت، مالتوس و ريكاردو اين گونه استنتاج مي كردند كه جمعيت،مانع بزرگ توسعه اقتصادي است و سرمايه داري در بلند مدت با مسائلي از قبيل فشار جمعيت، كاهش ميزان رشد اقتصادي، بحران و بيكاري روبروخواهد شد.
اقتصاد دانان مكتب كلاسيك به دو دسته اقتصاد دانان خوش بين و بدبين تقسيم مي شوند. اقتصاددانان خوشبين به پيروي از ديدگاههاي آدام اسميت، معتقد بودند كه محترم شمردن اصالت فرد همراه با گردش طبيعي اقتصاد منجر به رفاه و خوشبختي جامعه خواهد شد.
آدام اسميت از «سيستم آزادي طبيعي» كه در آن هر فرد براي تعقيب و گسترش منافع شخصي خويش آزاد است، طرفداري نمود.
از نگاه او هر نوع كوششي كه يك فرد براي ارضاي منافع شخصي به عمل آورد، منافع جامعه را به حداكثر خواهد رساند. اين اصل با توجه به اصول «فردگرايي مطلق»، نظم اجتماعي خاصي در جامعه از طريق يك «دست نامريي» برقرار خواهد ساخت. از نظر او «دست نامرئي»1 در اجتماعي به كار خود ادامه خواهد داد كه داراي ويژگيهاي زير باشد:
1-تعداد خريداران و فروشندگان به قدري زياد باشد كه قميت بازار در بلند مدت انعطاف پذير نباشد.
2-كالاي توليد شده همگن يا متجانس باشد.
3-بازار شفاف باشد به طوري كه «اطلاعات كافي» از هر جهت در اختيار خريداران و فروشندگان قرار گيرد.
4- در اقتصاد، تحرك عوامل توليد وجود داشته باشد به طوري كه هر كس آزادي جابجايي شغلي داشته باشد.
از نظر اسميت، انگيزه ي منافع شخصي و تعقيب آن در يك جامعه ي آزاد، سريعترين وسيله براي رشد و ترقي اقتصادي آن جامعه محسوب مي شود. در اين وضعيت مردم براي بهبود موقعيت خويش پس انداز مي كنند و اين كار در افزايش سرمايه جامعه تاثير فراوان دارد. اين سرمايه ها در سودمندترين مسيرها استفاده مي شود و كالاهايي توليد مي شود كه نياز افراد جامعه را برطرف كند. اسميت با آگاهي از تمايل بنگاهها به «تباني»آن را عليه منافع عمومي ارزيابي مي كند، اما اين مطلب را نيز طرح مي نمايد كه هيچ انحصاري بدون حمايت دولت،نمي تواند مدت زيادي دوام بياورد و در اين صورت با پيداشدن منافع انحصاري، بلافاصله رقابت پديد خواهد آمد و انحصارات را نابود خواهد كرد. اسميت عقيده داشت گردش طبيعي اقتصاد در «سيستم آزادي طبيعي» از طريق «دست نامريي» به گونه اي عمل مي كند كه همواره منافع عمومي حاصل شود و رفاه كلي بوجود آيد. (نظريه رشد و توسعه اقتصادي اسميت)
عوامل موثر بر اسميت
«آدام اسميت» كه به عنوان بنيانگذار مكتب «ليبراليسم» شناخته شده است در تبين نظريه خود، از مكتب«فيزيوكراسي» الهام گرفت كه در آن اقتصاد بايد آزاد باشد تا بتواند رفاه عمومي را تامين كند. در اين شرايط،محرك اصلي فعاليت اقتصادي هر فرد منافع شخصي اوست. بر اين اساس، هر فرد در جامعه تلاش مي كند سرمايه ي خود را به بهترين وجه به كار اندازد بدون آنكه متوجه باشد كه عمل او براي جامعه هم مفيد است. بنابراين در يك اقتصاد آزاد،جستجوي منافع شخصي با مصلحت و منافع عمومي مطابقت پيدا مي كند و در نتيجه رفاه جامعه تامين مي شود.
«فرانسيس هوچسن» استاد اسميت در فلسفهي اخلاق با طرح «دست راهنما» بر اساس تصميمات غريزي از طريق الهي كه همان «دست راهنما» در امور انسان است «دست نامريي» خود را الهام گرفت.«ديويد هيوم» با»«نظريه ي احساسات اخلاقي» خود بر آدام اسميت تاثير گذارد و «ماندوويل» نيز با طرح ديدگاه «نفع پرستي در اقتصاد و منافع شخصي» بر او موثر افتاد.
معتقدات روانشناسي آدام اسميت بر چهار فرض در مورد طبيعت انسان استوار بود:
«مردم خود خواه، حسابگر، اصولا تنبل و غير اجتماعي هستند و نظريه ي مبتني بر «خودخواهي انسان»، انگيزه ي همه ي اعمال اوست».
نظريات اسميت
در كتاب ثروت ملل، سه اصل كلي ملاحظه مي شود كه مبناي تمامي نظريات اسميت است:
1-تقسيم كار
2-آزادي تعقيب منافع فردي
3- سياست اقتصادي ولزوم توجه به منافع جمعي
از نگاه آدام اسميت،«انرژي و قدرت نيروي انساني»،منبع ثروت اقتصادي است. بنابراين بر خلاف سوداگرايان كه فلزات گرانبها را منبع ثروت اقتصادي به شمار مي آوردند، توليد كالاها و وسايل رفاه يك جامعه است كه ثروث ملي را تشكيل مي دهد.
در نظريه توزيع ثروت اسميت، كار، سرمايه و زمين به عنوان عوامل توليد جداگانه،سهم خود را از توليد سالانه به ترتيب به صورت دستمزد، سود و اجاره دريافت مي كنند، اما عامل كار مهمترين محرك توليد است و در واقع،زمين و سرمايه بدون كمك و همكاري نيروي كار قادر به توليد كالايي نخواهند بود.
در نظريه ي تقسيم كار، اسميت معتقد است كه نيروي كارهنگامي در فرايند توليد موثر خواهد بود كه «تقسيم كار» به مرحله اجرا درآيد. به نظر اسميت، بالاترين سطح بهبود و ميزان پيشرفت در توليد، از تقسيم كار ناشي مي شود.
از ديدگاه اسميت، با پيداشدن انقلاب صنعتي و پيشرفت آن، تقسيم كار، حالت طبيعي خود را از دست مي دهد و يك وضعيت نهادي پيدا مي كند.
نيروي كار مولد و غير مولد
اسيمت براي نيروي كار، دو تعريف ارائه مي كند:
1- نيروي كار مولد نيروي كاري است كه به توليد كالاهاي قابل لمس كمك مي كند و به ارزش محصول مي افزايد.
2- نيروي كارغير مولد نيروي كاري است كه در بخش توليد قادر به توليد كالايي باشد كه قابليت ذخيره شدن دارد.
اسميت در نظريه ي ارزش مبادله معتقد است تقسيم كار بدون آن كه وسعت بازار در آن موثر باشد، نتيجه ي تمايل طبيعي افراد به مبادله كالا با يكديگر است.
ارزش استفاده و ارزش مبادله
ارزش استفاده يا مصرف (use value) مطلوبيتي است كه مصرف كننده از مصرف هر واحد كالا بدست مي آورد.
ارزش مبادله (exchange value) قيمت واحدي است كه مصرف كننده براي استفاده از يك واحد كالا مي پردازد.
از نگاه اسميت، «كميابي عوامل توليد»، عاملي است كه در كوتاه مدت از طريق عرضه و تقاضا، «قيمت بازار» و در بلند مدت از طريق هزينه ي توليد «قيمت طبيعي» را تعيين مي كند.
از ديدگاه اسميت،قيمت بازار قيمتي است كه در شرايط رقابت از برخورد منحني هاي عرضه و تقاضا بوجود مي آيد.
به نظر اسميت «تقاضاي قطعي» تقاضاي افرادي است كه مايلند قيمت طبيعي يك كالا را بپردازند.
نحوه ي تعيين دستمزد از نظر اسميت نظير نحوه ي تعيين قيمت هر كالاي ديگر است و در كوتاه مدت،عرضه و تقاضا،آن را تعيين مي كند. اين نظريه به «نظريه ي تعيين دستمزد» در رقابت كامل موسوم است در حالي كه در بلند مدت،دستمزد به وسيله «حداقل معيشت» معين مي شود.
از نگاه او رقابت كامل در بازار نيروي انساني داراي چند شرط اساسي است:
1-تعداد كارگران و كارفرمايان بايد به قدري زياد باشد كه نرخ دستمزد واقعي در بلند مدت قابل انعطاف نباشد.
2- مهارت كارگران مشابه باشد.
3-بازار شفافيت داشته باشد يعني اطلاعات كافي درباره ي شرايط اشتغال در دسترس همگان باشد.
4-تحرك نيروي كار وجود داشته باشد به طوري كه ورود كارگران به بازار و خروج آنها آزاد باشد.
از نگاه اسميت تعادل منحني عرضه و تقاضا رقابت ميان كارگران از يكسو و كارفرمايان از سوي ديگر است . از برخورد منحني عرضه و تقاضا هم درنهايت،قيمت و مقدار تعادلي به دست مي آيد.
تعادل در بازار كالا: در بازار كالا پول دو وظيفه دارد: نخست به عنوان واحد شمارش و دوم به عنوان واسطه مبادله، اين دو عامل سبب مي شوند بخاطر آنكه تقاضاي نقدي در جامعه وجود ندارد،كل عرضه ي كالا برابر كل تقاضاي آن باشد.
تعادل بازار كالا همزمان با تعادل بازار پول است. به عبارت ديگر از نظر كلاسيكها بازار پول از بازار كالا جدا نيست و هر دو بازار در حقيقت نظريه ي قيمت را بيان مي كنند (قيمت از برابري عرضه و تقاضا بوجود مي آيد وقتي كه پول وسيله مبادله شود).
عرضه ي پول در جامعه كه برابر كل در آمد جامعه است متجانس با تقاضا براي كالاها و تقاضاي پول در جامعه متجانس با عرضه كالاها ست.
تعادل در بازار پس انداز و سرمايه: كلاسيكها معتقدند پس انداز،تابع مستقيم نرخ بهره و سرمايه گذاري تابع معكوس نرخ بهره است و در نتيجه از برابري پس انداز با سرمايه گذاري،نرخ بهره تعادلي بازار بدست مي آيد.
پيش از«ريكاردو»،اسميت در نظريه بازرگاني بين الملل معتقد بود تجارت آزاد دو كشور زماني ممكن است كه يكي نسبت به ديگري از نظر يك كالا«برتري مطلق» داشته باشد اما ريكاردو معتقد بود «مزيت نسبي» كافي است تا تجارت ميان دو كشوربرقرار شود.
فروضي كه ريكاردو براي نظريه مزيت نسبي قايل بود عبارت بودند از:
1-تجارت بين دو كالا تنها بين دو كشور برقرار شود.
2-رقابت كامل وجود داشته باشد.
3- زمان مناسب براي انجام تعديل هاي بلند مدت وجود داشته باشد.
4- هزينهي نيروي كار ثابت باشد.
5- قيمتهاي عرضه ي كالا با هزينه ي كار لازم براي توليدات آنها متناسب باشد.
6- بازار شفافيت داشته باشد يعني اطلاعات كافي درباره شرايط اشتغال در دسترس همگان باشد.
اصول نظري اسميت
1-نظريه توليد
2- نظريه ارزش مبادله
3-نظريه توزيع
4-نظريه توسعه رشد اقتصادي
مزاياي تقسيم كار
از نگاه اسميت تقسيم كار داراي چهار فايده است:
1- افزايش مهارت در افراد
2- ايجاد ابداعات و اختراعات در بازار
3- صرفه جويي در وقت و جلوگيري از اتلاف آن
4- حداكثر استفاده از نيروي كار
نتيجه ي نهايي تقسيم كار، افزايش توليد است.
معايب تقسيم كار
تقسيم كار سبب ركود فكري كارگران مي شود،به همين خاطر دولت بايد با توسعه فرهنگ در جامعه،ركود فكري را به حداقل برساند.
تقسيم كار در نتيجه دو عامل به وجود مي آيد:
1-نهاد طبيعي: اين تقسيم كار در نتيجه تمايل ذاتي به مبادله و تهاتر بوجود مي آيد.
2- نهاد نهادي: افراد در تخصصهاي گوناگون آموزش ديده براي امور مختلف آماده گي پيدا مي كنند.
نظريه ارزش مبادله اسميت:
نهاد طبيعي كه در نتيجه نفع شخصي افراد در جامعه بوجود مي آيد به سه عامل بستگي دارد:
1-تقسيم كار: تمايل طبيعي افراد به مبادله
2- پول: اقتصاد براي تسهيل مبادلات از پول استفاده مي كند.
3-سرمايه: ازدياد سرمايه بخاطر تامين منافع افراد در جامعه بوجود مي آيد.
از نگاه اسميت در مسير پيشرفت اقتصادي همراه با تراكم سرمايه،نرخ سود تنزل مي كند و ميزان دستمزد بالا مي رود.
نظريه رشد توسعه اقتصادي اسميت
در اين نظريه به طور كلي فرض بر آن است كه تقاضاي كل توليد هرگز كاهش نخواهد يافت چون اگر قسمتي از در آمد پس انداز شود اين پس انداز خودبخود به سرمايه گذاري تبديل خواهد شد. اسميت فرض مي كند پس انداز كنندگان و سرمايه گذاران يك گروه واحد هستند و به خاطر يك عامل مشترك يعني سود، پس انداز و سرمايه گذاري مي كنند.
«چارلز كيندربرگ» در كتاب خود تحت عنوان«توسعه ي اقتصادي» توضيحات لازم را در مورد رشد اقتصادي ارايه مي كند:«رشد اقتصادي به عنوان يك«پديده ي ايستا» به معناي ازدياد ميزان توليد است ليكن توسعه اقتصادي به عنوان يك«پديده ي پويا» فقط افزايش ميزان توليد نيست بلكه شامل تمام تغييرات فني و بنيادين مانند پيشرفت فني و تغييرات پايه اي است كه در ميزان اشتغال از طريق رشد جمعيت و همچنين تغييرات سازماني،چگونگي روش،نوع توليد و سرمايه گذاري در صنايع زير بنايي مانند آب، برق، تلفن، ارتباطات، بهداشت، فرهنگ و غيره ايجاد مي شود،اگرچه رشد اقتصادي شرط لازم براي توسعه اقتصادي نيست ليكن براي شكستن دايره شوم فقر (vicious circle of poverty) در كشور هاي عقب مانده هر دو لازم و ملزوم يكديگرند بنابراين افزايش كمي توليد سرانه براي توسعه اقتصادي مشروط، كافي محسوب نمي شود از اين لحاظ توسعه اقتصادي به عنوان يك پديده كيفي منجر به رشد اقتصاد مي شود ولي معكوس آن لزوما صحيح به نظر نمي رسد».
الگوي رشد و توسعه اقتصادي آدام اسميت شامل مراحل زير است:
1-توليد، تابع عوامل توليد است.
2- سرمايه گذاري تابع سود است.
3- تراكم سرمايه موجب پيشرفت فني مي شود.
4- سود به عرضه نيروي كار و سطح تكنيك بستگي دارد.
5-تعداد كارگران فعال به ميزان مايه دستمزد بستگي دارد.
6-مايه دستمزد به حجم سرمايه گذاري بستگي دارد.
از نگاه اسميت،رفاه اقتصادي به ظرفيت توليد بستگي دارد و ظرفيت توليد هم به نوبه خود به انباشت سرمايه و تقسيم كار وابسته است.
به نظر او رشد اقتصادي از دو عامل انباشت سرمايه و تقسيم كار ناشي مي شود و مسير خود را تا زماني ادامه مي دهد كه «رشد توليد سرانه» از «رشد مصرف سرانه» بيشتر باشد،بنابراين بر اثر ازدياد بازده،رشد اقتصادي حاصل مي شود. اين جهات رشد در شرايط پوياي تبديل به توسعه اقتصادي تحقق مي پذيرد و فرايند رشد و توسعه اقتصادي منظم و خود افزا خواهد بود. شرايط لازم در اين حالت، همانا وجود رقابت آزاد،آزادي كسب و كار و دخالت نكردن دولت در امور اقتصادي بخش خصوصي است. از ديدگاه اسميت،مهمترين عامل برون زا در جريان توسعه اقتصادي،رشد جمعيت (نيروي كار) است.
اسميت با تاكيد بر خصوصي بودن حوزه ي رقابت، سه وظيفه اصلي و نه بيشتر براي دولت قايل مي شود:
1-تامين امنيت خارجي كشور
2- تامين امنيت داخلي كشور
3- توليد كالاي عمومي و خدماتي كه بخش خصوصي نتواند آنها را توليد يا ارائه كند.
«ژان باتيست سي» با گسترش عقايد آدام اسميت آينده روشني براي سرمايه داري پيش
بيني كرد و با تقسيم علم اقتصاد به مباحث توليد توزيع و مصرف، قانون معروف خود را كه قانون تعادل اقتصادي در وضعيت اشتغال كامل است عرضه كرد:«عرضه تقاضاي خود را بوجود مي آورد».
او با طرح تعادل اقتصاد سرمايه داري، بازار كار و بازار كالا را مورد بررسي قرار دارد.در بحث بازار كار،«سي» با فرض آنكه توليد تابع عوامل توليد است و زمين، سرمايه و تكنولوژي ثابت هستند، توليد را تابع اشتغال نيروي انساني و نيروي كار مي داند.
در بازار كالا سي براي پول دو وظيفه برمي شمارد:
1- واحد شمارش
2- وسيله ي مبادله
به نظر«سي»در اقتصاد كلاسيك،بازار پول از بازار كالا جدا نيست، عرضه پول كه همان درآمد را تشكيل مي دهد با تقاضاي كالا متجانس بوده و تقاضاي پول با عرض كالا متجانس است. او با اين توضيحات «نظريه قيمت» را ارائه مي كند.
«سي» عقيده داشت كه ثروت جامعه ناشي از توليد است نه مصرف و به عبارتي«عرضه تقاضاي خود را به وجود مي آورد». قانون سي، مفهوم اساسي «قانون بازارها» است.
نویسنده: بهزاد خوشحالی
منبع: وبلاگ نظرات و اندیشه های اقتصادی
Welcome to AEGroup. Click here to register
